سیزده تایی نوروری

۱- صدای انفجار و باز هم انفجار و باز هم یک انفجار دیگه. خدا این شب را به همه شیاطین عالم به خیر کنه! بابای تربچه پیشنهاد خیابان گردی داد که فوری با مخالفت تربچه روبرو شد. "نه! مگه ندیدی پلیس اومده بود توی تلویزیون و می گفت از خونه بیرون نرید خطرناکه!" بابای تربچه با نا امیدی نگاه من کرد و منم که از خدا خواسته بودم بمونم خونه، گفتم "خوب حالا اذیتش نکن. نمیخواد بره." این شد که بابای تربچه که به نظر میومد دیگه هیچ بهونه معقولی برای پیوستن به سروصدای خیابون نداره شروع کرد: "شب عیدی چیزی لازم نداری؟"  "کم و کسری که نداریم؟"  "میخوای برم سر خیابون برایت چیزی بگیرم؟"
۲- تا دقیقه آخر، مثل همیشه: بدو، مرتب کن، بگذار اینجا، بگذار اونجا، بپوش، بشین، عکس، مناجات، صدای توپ، تخم مرغای رنگی که نمیچرخن، ماهیای گلی که همیشه دارن میچرخن، روبوسی، کادوها و بعد مات موندم رو به دیوار با سوال فلسفی که دیگه داره کم کم رنگ و بوی تاریخی پیدا میکنه: "حالا که چی؟"
۳- عید دیدنی: خونۀ این مامان- خونۀ اون مامان- به به! به به! – چه فامیل مختصری. بقیه اش را بشین تو خونه و رفت و آمد همسایه ها را تماشا کن.
۴- کنترل تلویزیون پرکارترین موجود خونه بود- بس که این بیچاره واسه مون کانال عوض کرد و ما هی نپسندیدیم و نپسندیدیم و نپسندیدیم.
۵- هوای تمیز و طهران خلوت را این سالها کمتر میشه تجربه کرد و باور کرد. یعنی این شهر مسافر نوروزی نداره؟!
۶- وقتی درختا سبزن و خیابونا خلوت و همه چیز مرتب نمیتونم یاد شیراز نیفتم! شیرازی که میشناختم و توش بزرگ شدم- اون شیراز آروم که نمیدونم کجا رفت و چی شد!
۷- هر چی اسباب بازی و خرت و پرت توی خونه تکونی از در و پنجره این چند متر جا ریخته بودم بیرون برگشت سر جاش. بدتر از روز اول؟ آخه چطور اینطور میشه؟!
۸- راستی مگر سارکوزی ازدواج نکرده؟پس چرا تلویزیون ما مصرانه وقتی در مورد خانمش - و مثلاْ همین سفر اخیرشون به انگلیس صحبت میکنه- میگه معشوقه سارکوزی؟!!! یعنی مادر شوهر من هم مغشوقه پدر شوهرم بود؟ جالب میشه اگه یه وقتایی اینطوری عبارتا را بگردونیم و یه بار دیگه دنیا را نگاه کنیم. البته میدونم نه سارکوزی به نوروز باستانی مربوط میشه و نه کل ماجرا به مادر شوهر بیچاره که ییهو یادش به سر عروس افتاد اینجا- ولی خوب بالاخره باید سیزده تا بشه دیگه یه جوری.
۹- امان از این فصل گرده افشانی و سرفه و عطسه و آبریزش. بابا آدم تو این هوا دلش میخواد داخل چهار دیواری اختیاری خودش یه دهن بخونه. میشه؟ نه! نمیشه.
۱۰- دختر ما تا چند هفته دیگه به دنیا میاد و هنوز نه اسم خونه موشی داره و نه اسم واقعی. میگید چی کار کنم؟
۱۱- صبحانه های ایام تعطیلات را دوست دارم. سرفرصت و با آرامش. بابای تربچه به پسرش پیشنهاد کرد: بیا بهت یه چیز جدید خوشمزه بدم. جواب آمد که: نه من از اون دوست ندارم میدونم چیه. قبلاْ خوردم. مامان بهم داده. اسمش هم اردبیل بود. (من به بچه ام ارده با عسل داده بودم به خدا- نه چیز دیگه!)
۱۲- روز دوازده فرودین بابای تربچه با عده ای از دوستان و تربچه به رسم سیزده به در با جوجه و منقل زدن به دشت و بیابون و من از ترس عطسه و گریه و خفگی مثل انسانهای وارسته نشستم تو خونه  و سبزه عدس و ماشم را گره زدم که انشاءالله واسه همه سال بی گرهی باشه. حالا چرا دوازده به جای سیزده- نمیدونم. گاهی هم اینطوری میشه دیگه.
۱۳- و امسال سال موشه. پس تا میتونید آذوقه جمع کنید و انبار کنید و بترسید وحرص بزنید و اگر هم شد حتی بدزدید که بادا سالی نیکو باشد برای ما و شما و دیگران دیگر.

/ 31 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گیج منگولی

من اون پیازچه کوچولوی خوشکل رو بخورم که با اومدنش همه وبلاگستون رو گلبارون کرده!تولد نی نی خوشگلمون مبارک!

آنا

مثل اینکه "خانوم پیازچه" یا "ریحون خانوم" یا "مریم گلی" یا هرچیز دیگه ای که من نمی دونم به دنیا اومده . قدمش مبارک [گل] امیدوارم حال نی نی و مامان خوب خوب باشه . منتظر آخرین اخبار هستیم . [لبخند][گل]

جودي

nd'i jh phgh pjlh fi دنیا اومده.قدمش مبارکه

مهسا

مثل اینکه خانم قزی به دنیا اومده . قدمش مبارک باشه . من که حسابی با تعریفهات هوس یک نی نی کردم !! اگه مامانم بشنوه ژا میشه میاد اینجا میزنه توی گوشم و میره !! ما هم چند روز قبل از مهاجرتمون ، به جای سیزده فروردین دوازده رو رفتیم بیرون و خیلی خوش گذشت . خیلی مواظب خودت باش و توصیه های ایمنی رو جدی بگیر [لبخند][گل]

گیج منگولی

salam shaiad khodet ham bavaret nasheh ke cheghadr vojudeto harfat delgarm konanda ast. emruz baad az modatha baad az khundane commentet cheshmeh ashkakam baz shod o jusshid!delam baraie khodeto neveshteha o harfat tang shodeh bud! baraie 1 lhazeh arezu kardam dobareh sale 84 basheh o u benvisio man benvisamo omidvar basham ke u biaiio comment bezario delamo garm koni. o man oghdeh goshaii konam.rasti delam baraie hamin neveshtehat tang shodeh bud. to ro khoda faghat benivis![قلب]

پوریا و نسکافه ام

خانومی بسه دیگه... دارم از دلتنگی می میرم... تو رو خدا اپ کن... تو رو خدا اپ کن... تو رو خدا اپ کن... تو رو خدا اپ کن...

ماندانا

سلام عزیزم. خوبی؟ خیلی وقت این ورا نیومده بودم یعنی راستش هیچ جا نرفته بودم. خوندم که بارداری[ماچ]حتما تا حالا نی نی خوشکلت دنیا اومده. امیدوارم همگی خوب و سلامت باشین عزیزم.[لبخند]

babune

kojayi panir jan? joojoo hat khooban?